|
|
|
|
|
بر "او" توكل نما (نمل/79) * آن گاه كه نوميدي ب * آن گاه كه دوست داري كسي همواره به يادت باشد * آن گاه كه دوست داري به آرزويت برسي * آن گاه كه روحت تشنه نيايش و راز و نياز است * آن گاه كه سرمست زندگاني دنيا ومغرور به آن شدي * آن گاه كه دوست داري با "او "هم سخن شوي * آن گاه كه شيطان همواره در پي وسوسه توست * آن گاه كه لغزش ها روحت را آزرده ساخت |
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند. |
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
روزي مردي خواب عجيبي ديد، اون ديد كه پيش فرشته هاست و به كارهاي آنها نگاه مي كند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تندتند نامه هائي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند، باز مي كنند، وآنها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد، شما چكار مي كنيد؟ فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد،گفت: اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.
مرد كمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت ميگذارند و آن ها را توسط پيك هائي به زمين مي فرستند.
مرد پرسيد: شما ها چكار مي كنيد؟
يكي از فرشتگان با عجله گفت:اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم
مرد كمي جلوتر رفت و ديد يك فرشته اي بيكار نشسته است
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيكاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند زیرا دعاهایشان از راه های دیگری غیر از راه هایی که میدانستند و میخواستند مستجاب شده و فکر میکنند خودشان عامل و باعث رسیدن به خواسته خود شده اند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط كافي است بگويند: خدايا شكر
سپاس و قدر دانی یکی از رازهای ناگفته دنیا و کارها است، همیشه سپاس گفتن باعث افزایش روزی میشود. میتوانید هر روز از تمام کسانی که خواسته یا ناخواسته در زندگی شما تاثیری گذاشته و میگذارند تشکر کنید.
سپاس خداوند را به خاطر بی حساب و بی اندازه بخشش او |
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
اول - بر آنچه از دست می رود اندوه مخور مرد پرنده را رها کرد و پرنده بر نوک شاخه ی درخت که نشست گفت : اما پند دوم -اینکه هیچگاه تصدیق مکن آنچه را که باور آن ممکن نیست. آنگاه بر کوه پرید و به مرد صیاد گفت : ای مرد نگون بخت ! اگر مراکشته بودی از سنگدان مکن سه گوهر بیرون می آوردی که وزن هرکدام سی مثقال بود. صیاد بسیار اندوهگین شد و گفت : ای کاش رهایت نکرده بودم و تو را کشته بودم .سخن سوم را بگو پرنده گفت تو آن دو سخن من را فراموش کردی سخن سوم را بتو نخواهم گفت مگر بتو نگفتم آن چیز را که ممکن نیست تصدیق مکن .میبینی که من گوشت و پوست و استخوانم روی هم بیست مثقال هم نمی شود چگونه باور کردی که در سنگدان من سه گوهر وجود دارد که وزن هر کدام سی مثقال است ! |
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
و پيمودن خود، دشوارتر از پيمودن جادههاست |
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
خداوندا
قلبی نیرومند عطا فرما که هیچ نوع فکر ناشایستی نتواند آنرا ناتوان سازد٬
دلی شکست ناپذیر عطا کن که هیچ مصیبتی نتواند آنرا خسته نماید.
باطنی پاک و راست ببخش که هیچ نوع خیال فاسد و ناشایستی نتواند آنرا از راه بدر برد.
و نیز ای خداوند مرا فهم بده تا ترا بشناسم٬
وقت عطا کن تا ترا جستجو کنم
و
حکمت تا ترا بیابم و وفاداری تا در نزد تو بمانم.
آمین
|
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
ü محترم داشتن خود ü محترم داشتن ديگران ü جوابگو بودن در قبال تمام كنشهاي خود
|
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||
|
|
|
|
|
او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد. سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارا يي هاي اندكش را در آن نگه دارد. اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود' به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان ميرود. متاَسفانه بدترين اتفاق مممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با من چنين كاري بكني؟" صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته ' از نجات دهندگانش پرسيد: "شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟" آنها جواب دادند: " ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم." وقتي اوضاع خراب مي شود' نا اميد شدن آسان است. ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ' چون حتي در ميان درد و رنج ' دست خدا در كار زندگي مان است. پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ' ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را به كمك مي خواند. آتش امید
|
||
|
+
كريمي ---------------- لطفا نظر بدهيد
|
|
||